Responsive Search Bar

۱ خرداد ماه

۱۴۰۴

روزنامه

شماره مطلب:

                              دوم

سلام.

صدای من رو از روزنامه‌ی خیلی معمولیِ ژاله می‌شنوید. (که در واقع می‌خونید.)

امروز یک سال بعده (چی گفتم!) از آخرین مطلبی که اینجا نوشتم! شهود عینیِ «سلطانِ رها کردنِ» همه‌ چیز!

Picture of me!

چیزی که قرار بود انجام بشه، نوشتن از کشفیاتم بود با این فلسفه که  one human’s garbage is another human’s treasure!

چیزی که اتفاق افتاد این بود که مسیر زندگیم به یه سمت دیگه رفت و یه جوری هم شد که اصلا نتونستم بشینم به بلاگ‌نویسی!

اتفاقی که افتاد این بود که بعد از بالا اومدن این وبسایت، اینجا شد شبیه پورتفولیو.

و از روی همین نمونه کار، آدما به من و تیمم سفارش وبسایت دادن. که خب خیلی اتفاق هیجان‌انگیزی بود. چیزی که اصلا فکرشم نمی‌کردم به این زودی اتفاق بیفته یا حتی تصمیمی براش نداشتم!

ولی خب به شدت استقبال کردم و شد مسیر جدید شغلی.. 

خیلی جالب نیست این بازی‌ها و خواب‌هایی که زندگی واسه آدم تدارک می‌بینه؟!

خلاصه یه تیمی تشکیل شد و پلتفرمی از صفر ساخته شد تا بتونم ترکیبی از همه‌ی چیزهایی که دوست دارم رو داشته باشم.

از یه دکون کوچولو که وسایلی که خودم دوست دارم استفاده کردم و می‌دونم که خوبه رو کنار هم بچینم (حتی خوردنی‌هایی که خیلی‌ها به واسطه‌ی اونا مارو می‌شناسن)، تا صفحات مختلفی که باقی جنبه‌های زندگی رو توش بگنجونم. آشپزی، معرفی فیلم و سریال، همین دریافت‌هام از زندگی، چیزهایی که برای تولید محتوا نیازه و چیزهایی که بتونه کمکون کنه تا مراقب خودمون باشیم.

قصه‌ی برندت رو باهم بگیم؟

من همیشه آدم شروع کردن از صفرم، آدم ساختن و تجربه‌های جدید پیدا کردن. ولی چیزی که خیلی توش ضعیفم، ادامه دادنه..

برنامه‌م برای سال ۱۴۰۴، اینه که چیزهایی که ساختم رو بزرگ کنم. کمی عادت کنم به توی یه نقطه موندن. از اعتیادم به آدرنالینِ شروع یه قصه‌ی جدید بکاهم و برم سراغِ فصل‌های بعدی قصه..

ژاله

امضا: